top of page
3 (4).png

توضیحات:

در این کتاب شخصیت نامعلوم قصّه از خانه بیرون می رود و به دریا، آسمان،صحرا و … قدم می گذارد. با کسی که در آنجا زندگی می کند، برخورد می کند و در پایان به خانه باز می گردد و در آغوش مهربان پدر جای می گیرد.

 

هاجستم و واجستم

تو آب دریا جستم

دست زدم و پا زدم

به آب دریا زدم

ماهیه گفت: نیا جلو

دریای ماست، فوری برو

هاجستم و واجستم

$10.00Price
Excluding Tax
Quantity

Related Products

bottom of page